بایگانیِ اوت 27th, 2007
چقدر سخته
چقدر سخته تو چشمای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی هنوزم دوستش داری.
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو به یه دیوار تکیه بدی که یه بار زیر اواره غرورش همه ی وجودت له شده.
چقدر سخته که تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی.
چقدر سخته وقتی دونه های اشک گونه ها تو خیس می کنه مجبور شی بخندی تا نفهمه هنوز هم دوستش داری .
Add a comment اوت 27, 2007


